على ربانى گلپايگانى
91
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
سخن آنان اين است كه آنچه از طرف جاعل صادر مىگردد ، وجود است و ماهيات يك رشته مفاهيم اعتبارى و ساخته ذهن مىباشند كه از حدود هستىهاى امكانى حكايت مىكنند . اين سخن لاهيجى كه ماهيت از جاعل صادر مىشود ، اگر مقصود اين است كه ماهيت ايجاد مىگردد ، يعنى از طرف جاعل ، وجود خاص امكانى موجود مىگردد و ذهن مفهوم و ماهيت خاصى از آن انتزاع مىكند ، سخن درستى است و همان نظريه اصالت وجود است ، و اگر مقصود اين است كه ماهيت منهاى وجود ، از جاعل صادر مىشود ، حرف نادرستى است و صدور چنين گفتارى از محقق والامقامى مانند ايشان بسيار بعيد است . 2 - ماهيت ملاك كثرت است : ماهيت كه در اصطلاح فارسى از آن به چيستى تعبير مىشود ، محور و ملاك كثرت است ، به عبارت ديگر ، زبان حال هرماهيتى نسبت به ماهيت ديگر ، اين است كه « اين أنا من ذاك ؟ » ( من كجا و آن كجا ؟ ) ، اين مطلب هم در مورد حقايق خارجى صادق و جارى است و هم در مورد مفاهيم ذهنى ، در عالم ذهن همه مفاهيم از يكديگر بيگانهاند ، مفاهيم درخت ، خاك ، هوا ، آب ، آفتاب ، گرما ، سايه ، ميوه ، روشنايى و . . . هريك مغاير و مباين با ديگرى است ، در عالم خارج نيز ، ويژگى درخت بودن با خصوصيت خاك بودن مباينت دارد و هردو خصوصيت با خصوصيت هوا يا آب بودن مغاير است و هكذا . . . ولى در عين حال ما هم در عالم ذهن و هم در عالم خارج وحدت و اتحادى را ادراك مىكنيم ، همه اين موجودات در عين اينكه از نظر خصوصيتها و ويژگىها مباينت دارند ، ولى در اصل واقعيتدار بودن ، اتحاد و اشتراك دارند . ملاك اين وحدت در واقعيت خارجى ، ماهيت نيست ، زيرا جنبهء ماهيتى آنها همان جنبه امتياز و مباينت آنها است ، بنابراين ملاك « وحدت عينى » ، چيزى جز وجود نيست و وحدت هم در واقعيتدار بودن آنها است ، پس آنچه واقعيتدار است همان وجود است . از طرف ديگر در عالم ذهن ما قضاياى بسيارى داريم كه صادق و مطابق با واقع